ناصر الدين شاه قاجار

26

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

كه جزو محلّات است قريب براونج است مشهد قالىشوران هم پشت همين كوههاست سالى يك مرتبه بقانونى كه دارند ازدحام غريبى از دهات اطراف در مشهد نموده قريب ده هزار نفر مرد و زن و دختر جمع ميشوند كه قالى آنجا را كه مال مشهد سلطانعلى بن امام محمّد باقر ع است بشورند تماشاى غريبى دارد خلاصه قدرى كه آمديم كالسكهء با هشت نه نفر سوار در طرف دست چپ راه ديديم ايستاده‌اند معلوم شد ظلّ السّلطان است كه چون محلّات خاك حكومت اوست از اصفهان براى شرفيابى تا اينجا آمده است خود ظلّ السّلطان آمد طرف دست راست راه پياده ايستاد همين كه ما نزديك رسيديم اظهار التفات و صحبت با او كرده مقرّر فرموديم سوار شد و با جناب امين السّلطان از عقب سر ما ميآمدند دو فرسنگى كه از منزل آمديم كنار رودخانه مزرعه بود از كالسكه پياده شده سوار اسب شديم قدرى رفته زير اين مزرعه در كنار رودخانه بنهار افتاديم ظلّ السّلطان و جناب امين السّلطان بحضور آمدند قدرى فرمايش فرموديم و رفتند بعد نهار خورديم اعتماد السّلطنه حاضر بود و روزنامهء فرنگ ميخواند بعد از نهار نوشتجات زيادى متعلّق بجناب امين السّلطان جمع شده بود كه ملاحظه نفرموده بوديم همه را با امين خلوت خوانده و جواب داديم بعد از فراغت قدرى استراحت كرده بعد برخاستيم چاى و عصرانه خورده نماز خوانده سوار شديم قدرى از راه را با ظلّ السّلطان و جناب امين السّلطان سواره فرمايش كنان